خاطره‌ای که نورالدین عافی به لهجه شیرین آذری روایت کرد
تاريخ ارسال خبر : 6 می 2012 | ساعت 17:28 | کد خبر: 12236 | sv75 | چاپ این مطلب

خبرگزاری فارس: سیدنورالدین عافی در مراسم پاسداشت پدیدآورندگان کتاب «نورالدین پسر ایران» در خبرگزاری فارس خاطره‌ای را به لهجه شیرین آذری روایت کرد.

خبرگزاری فارس: خاطره‌ای که نورالدین عافی به لهجه شیرین آذری روایت کرد

به گزارش خبرنگار ایثار و شهادت باشگاه خبری فارس «توانا»، در مراسم پاسداشت گردآورندگان کتاب «نورالدین پسر ایران» که روز گذشته در خبرگزاری فارس برگزار شد، نورالدین عافی راوی کتاب به درخواست خبرنگاران خبرگزاری فارس یکی از خاطراتش را که در کتاب نیز بیان شده است، به لهجه شیرین آذری روایت کرد که به ما نیز این روایت را با همان طریق که بیان شده است، به همراه ترجمه تقدیم مخاطبان آذری زبان خبرگزاری فارس می‌کنیم.

“جبهه دَ، بیر دنه موتور واریدی، بی موتور سپاه دان یئتیشمیشدی. اول بیء موتور «ابراهیم نمکی» الیندیدی. ابراهیم نمکی، عملیات خیبردَ اسیر اولدو. بیء موتور هر کئسین الینه توشوردو، شهید اولوردو. بیر دنه اوشاخلاردان به نام «جواد بخت‌شکوهی» اصرار ائیلیردی بئو موتورو ور منه.

من اونا دیئدیم: بئو موتور هرکسین ائلینه توشوب، شهید ئولوبدور. بیر شرطه وریرم سنه که شهید ئولانان سورا، بئو موتورونان گئلک قبرین اوستونه. «جواد بخت‌شکوهی» عملیات یامهدی‌دَ، شهید ئولدو. شهید اولانان سورا، من و قادر و حیدر ئو موتورا مئیندیک و گئیدیک جواد قبرینین اوستونه؛ هم آقلیردیک هم گولوردوک.”

***

در جبهه یک موتور داشتیم که از سپاه به دستمان رسیده بود، اول این موتور برای «ابراهیم نمکی» بود که در عملیات «خیبر» اسیر شد. این موتور دست هرکسی می‌رسید، شهید می‌شد. یکی از بچه‌ها به نام «جواد بخت‌شکوهی» اصرار می‌کرد این موتور را بده به من. من هم به او گفتم: این موتور دست هرکسی افتاده شهید شده. به یک شرط این موتور را به تو می‌دهم که اگر شهید شدی با همین موتور بیام روی سنگ مزارت. «جواد بخت‌شکوهی» در عملیات یا مهدی(عج) شهید شد. بعد از شهادتش من و قادر و حیدر با موتور سر مزارش رفتیم، هم گریه می‌کردیم و هم می‌خندیدیم.


نظرات کاربران 

ارسال یک پاسخ